تبليغاتX
غربت من

غربت من

مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود
اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت
يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟
به روي خودم نياوردم ، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط يك چشم داره
فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو شاد و خوشحال كني چرا نمي ميري ؟
اون هيچ جوابي نداد....
حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم ، چون خيلي عصباني بودم .
احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت
دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي...
از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم
تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من
اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو
وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا ، اونم بي خبر
سرش داد زدم ": چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟!" گم شو از اينجا! همين حالا
اون به آرامي جواب داد : " اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپديد شد .
يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه
ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم .
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون ؛ البته فقط از روي كنجكاوي .
همسايه ها گفتن كه اون مرده ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم
اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن اي عزيزترين پسر من ، من هميشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ، خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي به عنوان يك مادر نمي تونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم بنابراين چشم خودم رو دادم به تو براي من افتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه با همه عشق و علاقه من به تو...

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 18:53 توسط مهراد |


داره نبض عاشقی میکوبه

همه فهمیدن چقدر دستپاچم


کاری کردی باز مدیونت شم

من علاقمند این حرفاتم


چقدر این حال و هوا دلچسبه

چقدر این لحظه برام شیرینه


همه احساسم و یکجا بردی

چقدر این حس به دلم میشینه

من هنوز گیجم و سرگردونم

آخه مهربونیات مشکوکه

ولی باز خام نگاهت میشم

دلمم به ساز چشمات کوکه

دوس دارم تمام این لحظات رو

پیش تو باشم که بهم حساسی

بهم عادت کردی غیر از من

فکر کنم هیچ کسی و نشناسی

داره نبض عاشقی میکوبه

همه فهمدین چقدر دستپاچم

کاری کردی باز مدیونت شم

من علاقمند این حرفاتم

+ نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390 19:10 توسط مهراد |


رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست

مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی

زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی

از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب می  کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب می  کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی 1389 17:34 توسط مهراد |


دلت نمی خواد بسوزه، من که ارزشی ندارم،

تو آدم خوبه بودی، این منم که بدبیارم 

دلت نمیخواد بسوزه، تو که گناهی نداری،

تقصییر تو نیست می دونم،خب دیگه دوستم نداری

دلت نمی خواد بسوزه،من نمی خوام دیگه تو رو

نگران من نباش، از توی ذهن من برو

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389 18:16 توسط مهراد |


چرا حس می کنم هستی کنارم

چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم می کنم روز و شبا مو

چرا حس می کنم داری هوامو

چرا هستی میون خواب و رویام

چرا پر میشی تو هرم نفسهام

دارم نفس نفس نبودنت رو کم می یارم

می خوای بری تو رو به این ترانه می سپارم

ولی نرو نرو بمون

نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم

آخه ترانه هام همش بهونتو می گیرن

اگه بری همه کهنه میشن بی تو می میرن

اگه بری چشامو پشت جاده جا می زارم

اگه بری خودم بارون میشم برات می بارم

نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرو خیال نکن بدون تو دووم می یارم

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 13:15 توسط مهراد |


غربت یه دیواره، بین تو و دستام /یک فاجعه است وقتی‌ تنها تو رو می‌خوام /غربت یه تعبیره، از خواب یک غفلت /تصویری از یک کوچ، در آخرین قسمت/ وقتی‌ ازم دوری ، از سایه می‌‌ترسم/ حتی من اینجا ،از همسایه می‌‌ترسم/ غربت برای ما ،مثل یه تعلیقه/ یه راه طولانی‌ ،رو...ی لب تیغه/ این حس آزادی، اینجا نمی ارزه/ زندون بی‌ دیوار ، سلول بی‌ مرزه/ وقتی‌ ازم دوری، شب نقطه چین میشه/ دیوار این خونه ، دیوار چین میشه/ وقتی‌ ازم دوری ، از زندگی‌ سیرم/ دنیا رو با قلبت ، اندازه میگیرم/ این حس آزادی، اینجا نمی ارزه /زندون بی‌ دیوار ، سلول بی‌ مرزه/ این حس آزادی، اینجا نمی ارزه/ زندون بی‌ دیوار ، سلول بی‌ مرزه /

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 18:38 توسط مهراد |


Cry Boy Solitude Alone

از غم رفتنت دیگه پاره شده بند دلم خونه ی نو یار جدید مبارکت باشه گلم

چه بی خبر جشن تو شد نگفتی که منم بیام باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام

غم منو نخور دیگه قسمته و بازیچه هاش اگه هنوز دوستم داری دیگه به فکر من نباش

تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه تور سفید رو شونه هات مبارکه مبارکه

تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه تور سفید رو شونه هات مبارکه مبارکه

میخوام تو رو دعا کنم سنگامو با تو وا کنم برای آخرین دفعه تو چشم تو نگاه کنم

دلم میخواد تو روزگار تو خوشی ها پر بزنی تو ناز و نعمت بمونی تا زیره غصه نشکنی

الهی دروازه ی عشق بروت همیشه باز باشه به خاک و سنگ دست بزنی الهی که طلا بشه

عاشقی کار تو نبود من عاشقت بودمو بس طفلی دل ساده ی من چقدر به پای تو نشست

روزی که رفتی یادته؟ چه بی صدا بی تو شکست سفر سلامت گلکم دست خدا سپردمت

تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه تور سفید رو شونه هات مبارکه مبارکه

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 18:35 توسط مهراد |


کی می تونه بعد تو محرم راز من بشه

کی می تونه بعد تو همه نیاز من بشه

    کی جاتو می گیره و درد دلامو گوش می ده

  کی دیوونه کردنو مثل چشات خوب بلده

 بعضی وقتا میام و یواشکی می بینمت

وقتی که غنچه بودی خودم باید می چیدمت

کی بجای من برات شبا لالایی می خونه

شنیدم اون غریبه قدر تورو نمی دونه

 غریبه تورو خدا

عشمو اذیت نکنی

قول مردونه بده

بهش خیانت نکنی

قول بده چشای اون

هیچ موقع اشکو نبینه

قول بده که هیچ شبی

چشم انتظارت نشینه

غریبه غریبه

بگو که عاشقشی

همیشه اونو دوس داری

حالا که یار توئه

هیچی براش کم نذاری

کی می تونه بعد تو محرم راز من بشه ؟

+ نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389 17:56 توسط مهراد |


 

 

پشت سرت به جای اشک یه کاسه آب می ریزم

 

حالا که رفتنی شدی سفر به خیر عزیزم

 

 

این آخرین خواهشمه مواظب خودت باش

 

اونی که جامو می گیره جوونیتو بذار پاش

 

 

اسم منو جلوش نیار بهونه ای نگیره

 

بهش بگو دوستت دارم بذار برات بمیره

 

 

عکس منو پاره بکن یه وقت اونو نبینه

 

خجالت از چشام نکش که عاشقی همینه

 

 

دفتر خاتراتتو تو خلوتت بسوزون

 

یادت بره که کی بودم به دلتم بفهمون

 

 

اگه یه روزی منو دیدی به روت نیار که دیدی

 

حتی اگه صدات زدم به روت نیار شنیدی

 

 

کی گفته نفرین می کنم غصه به تو حرومه

 

خوشبختی تو گل من،همیشه آرزومه

 

 

این آخرین خوهشمه مواظب خودت باش

 

اونی که جامو میگیره جوونیتو بزارپاش

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389 17:8 توسط مهراد |


بی تو برام هوا کمه

     تموم گریه ها کمه

         دنیا برام یه ماتمه

           دیگه بریدم از همه

             بی تو همه ش بیداریه

                    ساعت و بیقراریه

                       تو دست من از تو فقط یه عکس یادگاریه

                                اگه یه روزی من تورو دیدم

                             اگه دوباره به تو رسیدم

                        دیگه تورو از دستت نمی دم

                بی تو یه آهم  ، یه چشم به راهم

             به خط جاده مونده نگاهم

      بی تو یه دردم  ، یه آه سردم

    کاشکی چشاتو گم نمی کردم

                 دلم سوخته ، صدام سوخته

                                تموم گریه هام سوخته

                                            دل سنگ تو اما ....!!!

                                                       دل دنیام برام سوخته !!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 19:32 توسط مهراد |


آروم نشستی رو به روم به کی داری فک می کنی؟؟؟

 

                                               من و گذاشتی نا تموم به کی داری فک می کنی؟؟؟

 

فکر من همراهِ توءِ فکر تو همراهِ کیه؟؟؟

 

                                              چشمای اشک آلود تو باز خیره به راهِ کیه؟؟؟

 

بگو کدوم رویای دور آشفته حالت می کنه؟؟؟

 

                                              بهم بگو چشمای کی غرق خیالت می کنه ؟؟؟

 

غرق خیال کی شدی که من به یادت نمیام؟؟؟

 

                                            این همه بی توجهی به من و بغض تو صدام ؟؟؟

 

هم گریه ی شبای من به کی داری فک می کنی؟؟؟

 

                                            مرهم گریه های من به کی داری فک می کنی ؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد 1389 18:20 توسط مهراد |


 
براي پاکي چشات قسم مي خوردم
 
خودت اينو خوب مي دوني برات مي مردم
 
گفتم فقط تو شهر ما تويي که پاکي
 
دلت مثل فرشته هاست ، ساده و خاکي
 
تو رو ديدم با غريبه ، داشتم مي سوختم
 
صبوري کردم و بازم لبامو دوختم
 
کاش غريبه قشنگ تر و سرتر ازم بود
 
همش مي گم کاش که يک کم بهتر ازم بود

 

دلم به حالت مي سوزه ، اما چه فايده؟

حتي خداحافظي با تو خيلي زياده

اينم بدون که غريبه ، چند وقت ديگه

حتي يه "دوست دارم" بهت نمي گه

 

کاش غريبه قشنگ تر و سرتر ازم بود

همش مي گم کاش که يک کم بهتر ازم بود

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 12:37 توسط مهراد |


خداییش اینطوی بود حال و روزم             خداییش حقمه اگه بسوزم ؟

من و از دست حرفات خسته کردی              خداییش بد من و وابسته کردی

               آخه تو مشکل رو می دونستی              خداییش تو می خواستی می تونستی

                             جواب مهربونیم و ندادی                 نگو نه قدرمو نمی دونستی

                 من و از دست حرفات خسته کردی             خداییش بد من و وابسته کردی

                       جوانیم و ازم راحت ربودی                  خداییش اون که می گفتی نبودی

                     انصافا تو رفاقت کم گذاشتی                    من عاشق رو اصلا دوست نداشتی

                        دل تنهام که رسما بود با تو                   خداییش مشکل از من بود یا تو

                     حالا که رفتی و از من جدایی                  سوالم اینه حقم بود خدایی ؟

                     خداییش حقمه تو اوج دردم                      پیشم باشی و دنبالت بگردم

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389 10:55 توسط مهراد |


سراب رد پای تو

كجای جاده پيدا شد

كجا دستاتو گم كردم

كه پايان من اينجا شد

 

كجای قصه خوابيدی

كه من تو گريه بيدارم

كه هر شب هرم دستاتو

به آغوشم بدهكارم

 

تو با دلتنگيای من

تو با اين جاده همدستی

تظاهر كن ازم دوری

تظاهر می كنم هستی

 

تو آهنگ سكوت تو

به دنبال يه تسكينم

صدايی تو جهانم نيست

فقط تصوير می بينم

 

يه حسی از تو در من هست

كه می دونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هرشب

درا رو باز ميذارم

 

سراب رد پای تو

كجای جاده پيدا شد

كجا دستاتو گم كردم

كه پايان من اينجا شد

 

كجای قصه خوابيدی

كه من تو گريه بیدارم

كه هر شب هرم دستاتو

به آغوشم بدهكارم

 

تو با دلتنگيای من

تو با اين جاده همدستی

تظاهر كن ازم دوری

تظاهر مي كنم هستی

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 21:6 توسط مهراد |


بی تو پرسه زدنو تو شهر شبها دوست دارم, بی تو موندنو تو رویا تکو تنها دوست دارم

وقتی از دست خودم خسته می شم با یاد تو, گریه کردنو به حال دل رسوا دوست دارم

بی تو تکرار عیور خاطراتو دوست دارم, تو شبا شمردن ستاره هاتو دوست دارم

هر چی می گفتی از عشق و عاشقی یه قصه بود, تو کجایی که هنوز اون قصه هاتو دوست دارم

دوست دارم با یاد تو دل از غما جدا کنم, دوست دارم یه بار دیگه به چشات نگاه کنم

دوست دارم صدا کنی اسم منو از ته دل, دوست دارم یه باره دیگه اسمتو صدا کنم

بی تو خسته شدن از خسته گیامو دوست دارم, حالا که نیستی همین دلتنگیامو دوست دارم

دل خوشم فقط به اینکه ساده از تو می گذرم, اما تو خیال نکن ساده گیامو دوست دارم

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 20:0 توسط مهراد |


Lone Boy Alone Tracks 31000

اگه هم صدام بودي

اگه هم صدام بودی

هيشكي حريفم نميشد

كوه اگه رو شونه هام بود

كمرم خم نميشد

تو اگه خواسته بودي

تو اگه مونده بودي

موندني ترين بودم

عمق صدام كم نميشد

اگه زخمي مي شدم به دست تو مرحم بود

زخم قيمتيِ من محتاج مرحم نميشد

اگه بارونِ عزيزِ با تو بودن مي گرفت

گل سرخ قصه مون تشنه ي شبنم نميشد

تو اگه خواسته بودي

تو اگه مونده بودي

موندني ترين بودم

عمق صدام كم نمي شد

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388 12:59 توسط مهراد |


من و تو یه عمری با هم بودیم ، کی جدا می دیده از هم ما رو

کی میونمون فاصله انداخت ، کیه که حل کنه این معما رو

از اون لحظه که دل به تو بستم ، از این که نباشی می ترسیدم

به خودم می گفتم کاشکی می مردم اما این روزها رو نمی دیدم

چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره می شه

چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آواره می شه

بیا تماشا کن بی تو ، چیزی از دلم نمی مونه

واسه تو که قلبت از سنگه ، دل کندن ازم چه آسونه

چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره می شه

چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آواره می شه

بیا تماشا کن بی تو ، چیزی از دلم نمی مونه

واسه تو که قلبت از سنگه ، دل کندن ازم چه آسونه

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388 12:45 توسط مهراد |


میترسم میترسم میترسم از همه چیز از آینده ...

میترسم دیگه نتونم بنویسم میترسم میترسم...

از سرنوشتم میترسم از زندگی از روزگار از...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 19:37 توسط مهراد |


  به وسعت یک دریا

                   و

  به تاریکی یک آسمان بی ستاره

 

  آری تنهاییم وسعتی بس تاریک دارد...

 

   تنهایم به اندازه سکوت یک دشت

                        و

    تنهایم به اندازه غربت تمام عصرهای جمعه

 

   آری تنهاییم سکوتی بس غریب دارد...

    

   میدانم که هرگز پیدا نخواهد شد

        

    آن کس که مرهم این تنهایی باشد

 

  آری تنهایی به این اندازه وسیع و به این اندازه غربت

 

 مرهمی بس عظیم میخواهد که یافتنش محال است...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388 11:3 توسط مهراد |


چی بگم وقتی که آفتاب نمی تابه وقتی بارون نمی باره

وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون می ناله

وقتی دیواری به دستی نمی لرزه

دل سلاخی از این حوض پر از خون نمی ترسه

چی بگم

زندگی با این همه غم نمی ارزه نمی ارزه
زندگی با این همه غم نمی ارزه نمی ارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمی خونه

توی آسمون ابری یه ستاره نمی مونه

وقتی حوضا پُره خونه دستا بستن

شعر آزادی را هیچکی نمی خونه

چی بگم

زندگی با این همه غم نمی ارزه نمی ارزه
زندگی با این همه غم نمی ارزه نمی ارزه

با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت

رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت

بی تو ای آزادی ای والا کلام

گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388 17:44 توسط مهراد |


غمگینم و سکوت، بهترین فریاد اعتراض دلم به زمانه ای که آنقدر امتحانت می کند و آنقدر به زمین می زندت تا بالاخره راه و رسم درست قدم برداشتن را یاد بگیری و ای کاش همه، تحمل این افتادن های پی در پی را داشته باشند

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388 18:57 توسط مهراد |


 

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي ....

بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ....

نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... ..

بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي .....

نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي .....

بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....

و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 17:59 توسط مهراد |


سلام يه خبر خوب من جزء 10  نفر تيم فوتسال مدرسمون شدم فردا هم اولين بازيمونه با آموزشگاه پژوهشگران

 واسمون دعا كنيد

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388 19:18 توسط مهراد |


غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره

آخر خط زندگي اين نفساي آخره

وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم

وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم

اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم

تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم

بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم

آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم

سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني

گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني

بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم

هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم

در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم

با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم

نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت

به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو

به ساده بودن من و به اون دل سياه تو


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 18:28 توسط مهراد |


چشم چشم دو ابرو …… نگاه من به هر سو

پس چرا نيستي پيشم ؟….. نگاه خيس تو کو ؟


گوش گوش دوتا گوش ….. يه دست باز يه آغوش


بيا بگير قلبمو ….. يادم تورا فراموش

چوب چوب يه گردن ….. جايي نري تو بي من !

دق
مي کنم ميميرم ….. اگه دور بشي از من


دست دست دوتا پا ….. ياد تو مونده اينجا


يادت
مياد که گفتي ….. بي تو نميرم هيچ جا


من ؟ من ؟ يه عاشق ….. همون مجنون سابق

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 19:52 توسط مهراد |


برای اونی که دلی رو شکسته:

تورابه دادگاه خواهندکشید ...
شاید به حبس ابد محکوم شوی .
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 17:32 توسط مهراد |


گفتم: سلام

گفتی: سلام

گفتم: خوبی؟

گفتی: ممنون...

سکوت کردم تا بعد از مدتها صدای نفساتو بشنوم...

بعد از چند ثانیه این سکوت بهم خورد:

گفتی: چته؟

گفتم: د...دل... دلتنگتم...

گفتی: بلند بگو صدات نمیاد!...

گفتم: دوریت خیلی عذابم میده...

گفتی: صدات قطع و وصل میشه... متوجه نمی شم!

گفتم: کاری نداری؟

گفتی: آهان... حالا صدات اومد!!!

نه کاری ندارم... خداحافظ....

(عکست همه ی حرفامو شنید اما خودت....)

خداحافظ ...

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388 18:27 توسط مهراد |


اونی که مدعی بود یه دنیا دوسم داره

اونی که مدعی بود بدون من میمیره

اونی که مدعی بود همه زندگیشم

منو خیلی راحت فراموش کرد

مثل باد که میاد و میره

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388 18:23 توسط مهراد |


خدایا میخوام امشب باهات درد ودل کنم.خیلی وقته دلم گرفته و میخوام بشینم و زار زار گریه کنم اما روم نمیشه.میخوام داد بزنم و صدات کنم.نمیدونم چرا اینقدر تنهام با اینکه اینهمه آدم پیشمن.دارم دق میکنم  خدا جون خودت تنهام نذار.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 18:36 توسط مهراد |


نمي دانم دلم گم شده يا اوني كه دل به او سپردم.


نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.


نمي دانم اعتماد بي جا كردم يا بي جا به من اعتماد كردند.


نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.


نمي دانم من در حق عشقمان خيانت كردم يا او.او قدر ندانست يا من.


نمي دانم خدا اين را قسمت ما كرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.


نمي دانم چرا وقتيكه دل بستن سهل است، دل كندن آسان نيست.


نمي دانم خدا به ما دل داد تا از دنيا ببريم يا دنيارو داد تا دل بكنيم.


هنوز نمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او.


تحمل جاي خاليش توي تك تك لحظه ها سخت تر است يا ...


نمي دانم شكستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شكستن قلبش.


نمي دانم تو به من عشق را آموختي يا مي خواهي نفرت را يادم بدهي.


نمي دانم كه بگويم: چرا آمدي؟ يا بپرسم كه؟ چرا رفتي؟


من نمي دانم تو به من بگو..

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 17:52 توسط مهراد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

توپ
بازي
اس ام اس
غـــــــر بــت
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم تیر 1390

هفته اوّل تیر 1390
هفته دوم دی 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته دوم بهمن 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
آرشيو



پیوندها

INBOX
دوستت دارم از طلوع عشق تا غروب سرنوشت
آواي خاموشي
عكس هاي عاشقانه
کلبه عشق
عاشق تنها
اركيد (ارسلان)
دل شيدا
*حقیقت عشق*
عروس دریا
بهونه جوونا
دنيا عكس شعر عاشقانه
عشق جوانی
تنها يك نفر
داستان هاي عاشقانه
بگو بخند
عكس
عكس2
HGHG
فقط به خاطر تو...
خدا كجايي؟......
دلنوشته های نازنین ترین
پسران فانتزي
بيتوته
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin